حبيب الله الهاشمي الخوئي
141
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
بهستى در آورده نه از جهت اندوه وملال كه وارد آمده بر أو از جهت تصرّف كردن در آنها ، وتغيير دادن از حالي بحالي واز جائى بجائى ، ونه از جهت تحصيل راحت كه مىرسد باو از فانى شدن آنها ، ونه از جهت سنگينى چيزى از آنها بر أو ، بملال نيانداخت أو را بسيار ماندن آنها در دنيا تا اين كه وأدار نمايد أو را بشتابيدن بسوى نابود كردنشان ، ولى خداوند سبحان تدبير كرد آنها را بلطف خود ونگه داشتشان بحكم خود ، ومحكم نمود آنها را بقدرت وتوانائى خود . پس از آن مىگرداند آنها را بسوى وجود بعد از عدم بدون اين كه حاجتي داشته باشد بسوى آنها ، وبي اين كه يارى بجويد با چيزى از آنها بچيز ديگر از آنها ، ونه از براي برگشتن از حال تنهائى ووحشت بحال انس گرفتن والفت ، ونه از حال ناداني وكورى بحالت دانائى ومسّ كردن چيزى كه خوشش بيايد ، ونه از حال گدائى وپريشانى بحالت نيازمندى ودولت ، ونه از حالت خوارى وپستى بسوى عزت وقدرت ، بجهت اين كه اينها همه از أوصاف امكان ولوازم نقص است كه خدا از أو منزّه است ، واللَّه أعلم بحقيقة المقال . ومن خطبة له عليه السّلام وهى المأة والسادسة والثمانون من المختار في باب الخطب تختصّ بذكر الملاحم ألا بأبى وأمّي هم من عدّة أسمائهم في السّماء معروفة ، وفي الأرض مجهولة ، ألا فتوقّعوا ما يكون من إدبار أموركم ، وانقطاع وصلكم ، واستعمال صغاركم ، ذاك حيث تكون ضربة السّيف على المؤمن أهون من الدّرهم من حلَّه ، ذاك حيث